سریال حکیماوغلو قسمت 22 دوبله فارسی
آدرس کانال یوتیوب مشکیمدیا
www.youtube.com/c/MeshkiMediaآدرس کانال یوتیوب مشکی ترکی
www.youtube.com/c/MeshkiTurkiآدرس کانال یوتیوب مشکی ترکیدو
www.youtube.com/c/MeshkiTurkidoآدرس کانال مشکی ترکیسه
www.youtube.com/channel/UC_bpzVfmjdvy0g9cY1lX-7gآدرس کانال تلگرامی:
t.me/MeshkiGemTVداستان قسمت آخر سریال دکتر معجزهگر. علی و نازلی عروسی میکنند.
youtu.be/nmfEuNAJPywداستان قسمت آخر سریال عشق از نو. بچه فاتح و زینب زنده میماند؟
youtu.be/q3GItVplB94محمد علی به امره و زینب می گوید که بهتر است استاد با این وضعش به بیمارستان نیاید چون به خاطر تشخیص او درمان کان را به خاطر می اندازند. اما امره می گوید: «استاد پاهاش درد میکنه عقلش نه! »
پدر کان قصد دارد بعد از حرف های زینب او را به بیمارستان دیگری منتقل کند اما ایپک می گوید که غیر ممکن است چون وضعیت کان ثابت نیست و حتی از در بیمارستان هم نمی تواند خارج بشود. زینب هم به آتش می گوید: «روش شمارو قبول کرده. »
کان ناگهانی جیغ می کشد و شروع به دیدن توهم می کند و گریه می کند و می گوید: «تکو نزدیک نشو! نیا جلو! » پدرش جلو می رود تا او را به خود بیاورد. کان به خود می آید و با خجالت می گوید: «فکر کنم زیرمو خیس کردم. » وقتی او را بلند می کنند ناگهان با مقدار زیادی خون مواجه می شوند. کان این بار غش می کند و امره و زینب هرکاری از دستشان برمی آید می کنند تا وضعیتش را ثابت نگه دارند.
امره به آتش خبر می دهد که هموستازی بدن کان نامتعادل است و کم کاری کبد دارد و حتی توهم می زند و فکر می کند از طرف کسی به اسم تکو مورد آزار قرار گرفته. زینب اضافه می کند: «این چهارمین اعضایی که لوپوس درگیر میکنه یعنی مغز! » و اتش را به خاطر تشخیص اشتباهش سرزنش می کند. آتش به ایپک می سپارد تا اسم کان را وارد پیوند کبد کنند.
محمد علی وقتی می بیند آتش زیادی درد می کشد، جعبه ی قرص های او را مقابلش می گذارد تا مصرف کند و به خودش بیاید. آتش دو دل است اما در اخر قرص ها را داخل دستشویی خالی می کند و تصمیم دارد روی شرطی که با ایپک گذاشته بماند!
وقتی همه مشغول آماده کردن کان برای پیوند هستند، اتش جلو می رود و از پدر او می پرسد که تکو که بوده؟ فاروق با عصبانیت می گوید: «چه فرقی میکنه؟ گربه مون بوده. تو روند بیماری تاثیری داری؟ » آتش بدون این که عقب بکشد دوباره می پرسد: «تکو چرا مرد؟ » فاروق زیادی عصبانی می شود و به سمت او حمله می کند که محمد علی و امره جلویش را می گیرند. پلین می گوید: «به خاطر مرگ طبیعی یه ماه پیش مرد. » آتش می پرسد: «کجا میخوابید؟ » که پلین جواب می دهد کنار کان و روی تخت او. اتش فورا محمد علی و امره را می فرستد تا جایی که گربه دفن شده را حفر کنند و جسد او را برایش بیاورند.
درست وقتی که کان زیر تیغ جراحی است تا پیوند بشود، اتش با تشریح بدن گربه دلیل بیماری کان را پیدا می کند و وارد اتاق عمل می شود و می گوید: «دارم سعی می کنم یه بچه ی 16 ساله رو از داروهایی که باید یه عمر بخوره و از یه جای زخم زشت نجات میدم! این عملو انجام ندین. این بچه هپاتیت وابسته به لوپوس نداره. مسمومیت نقتالین داره. مشخصع پشت دیوار اتاق این بچه یه لونه ی موریانه ی بزرگ هست. گربه شون هم به خاطر همین مرده. چون گاز نفتالین رو استشمام کرده. » و برای این که مانع کار جراحان بشود، عمدا به سمت جایی که قرار بشود سرفه می کند!! وقتی پدر کان متوجه این موضوع می شود به سمت آتش حمله می کند و مشت محکمی به او میزند. آتش به آرامی می گوید: «بیست و چهار ساعت وقت بدین تا غذای خوب و مناسب به کان بدیم و تا حالش خوب شه. » فاروق بدون توجه به او رو به ایپک می گوید: «این عمل پیوند فورا باید انجام شه. من به حرفای این دکتر اعتماد ندارم. » اتش می گوید: «اون موقع مسئول مرگ مردن یه زن با چهار بچه هم میشید. » فاروق کمی فکر می کند و تصمیم می گیرد به حرف آتش گوش بدهد و از عمل منصرف می شود.
بعد از یک هفته حال کان خوب می شود و محمد علی و امره هم داخل دیوار کنار تخت کان لانه ی موریانه را پیدا می کنند و می فهمند که حق با آتش بوده.
آتش بعد از یک هفته تحمل درد، قرص هایش را از ایپک می گیرد و با رضایت یک دانه از آن را می خورد.
Category :
ALLONE
#سریال#حکیم#zwnj#اوغلو#قسمت#22